مسمومیت زنبور عسل با آفت کش ها

توضیحات:

  • به نام خدا

    مسمومیت زنبور عسل با آفت کش ها یکی از موانع مهم بر سر راه بهره برداران از زنبور عسل نه تنها از نظر تولید عسل بلکه در گرده افشانی محصولات است. این مشکل محدود به کشورهای با کشاورزی پیشرفته نبوده بلکه در ممالک کمتر توسعه یافته نیز وجود دارد. به دلیل تعدد عوامل موثر در آن ، دارای پیچیده گی های زیادی بوده و ارائۀ یک راه حل برای آن بسیار دشوار است.
    بخش عمده ای از این مشکل مربوط به کاربرد حشره کش ها در محصولاتی نظیر پنبه ، میوه ها ، سبزیجات ، دانه ها و علوفه ها می باشد. سم پاشی جنگلها و مراتع و حتی حومه شهرها برای کنترل آفات انسانی و حیوانی نیز در این امر دخیل هستند.
    زنبوران عسل از روی غریزه گلهای واقع در یک محدوده چندین کیلومتر مربعی را ملاقات می کنند. میزان فعالیت زنبور عسل در هر محدوده ای بستگی به جذابیت گلهای آن محدوده دارد. میزان خسارت به کلنی با کاربرد یک حشره کش ، نه تنها بستگی به سمیت نسبی ماده و تعداد و روشهای کاربرد ، وقت روز و اوضاع جوی قرار دارد ، بلکه تحت تاثیر تعداد زنبوران یک کلنی که گلهای منطقه مورد سم پاشی را ملاقات می کنند ، نوع غذایی(شهد یا گرده) که آنها جمع آوری می کنند ، نوع گلهایی که غذا از آنها جمع آوری می شود ، فصل سال و حتی زمان دسترسی به منبع شهد و گرده برای زنبوران(هفته ها قبل و هفته ها بعد از کاربرد سم) قرار می گیرد.
    زنبوران وحشی نیز توسط آفت کش ها تهدید می شوند. در این زنبوران علاوه بر مواد غذائی ، ممکن است گلبرگها ، برگها ، خاک یا سایر مواد مورد استفاده در آشیانه سازی نیز باعث مسمومیت شوند. سمیت یک حشره کش خاص برای زنبوران عسل و زنبوران وحشی یکی نیست. و حتی در بین زنبوران وحشی هم بعضی مواد سمیت بیشتری برای یک گونه نسبت به گونه دیگر دارند.
    مشکل مسمومیت زنبور سابقۀ طولانی دارد. با کاربرد اسپری های آرسینیکی روی میوه ها در اوایل قرن حاضر ، این مسئله به طور غیر معمول شدت یافت. در نتیجه در بعضی کشورها قوانینی وضع شد که اسپری کردن درختان هنگام گلدهی را منع می کرد. قانون هم برای زنبوردار و هم برای باغدار مفید بود. زیرا هم نیاز به گرده افشانی گلهای درختان توسط زنبوران وجود داشت و هم اینکه خود زنبورها در امان می ماندند.
    این قوانین تا حدودی خسارات را کاهش داد ولی آن را به کلی مهار نکرد. به دلیل عادات گلدهی درختان میوه ، بعضی از آنها زودتر از دیگران شروع به گل می کردند یا به مدت طولانی تری در گل می ماندند. حتی هنگامی که حشره کش ها برای درختانی که در زمان مناسب گلدهی داشته و گلدهی آنها طولانی نیست ، بکار برده می شود ماده به دور و بر پخش و گلهای مجاور را آلوده می کند.
    طی سالهای دهه 1920 زمانیکه ماشینهای زمینی و هوایی شروع به کاربرد وسیع آرسینیت کلسیم روی پنبه و سایر محصولات کردند ، موج دیگری از خسارات به وجود آمد. با افزایش این کاربردها طی دهه های 1930 و اوایل دهه 1940 ، خسارت به زنبورداری شدت یافت.
    این خسارت در اواسط دهه 1940 فروکش کرد زمانیکه که زارعین از کاربرد آرسنیکال ها به د.د.ت.[1] روی آوردند. ولی با توسعه سایر هیدروکربن های کلره ، فسفات ها و کاربامات ها مشکل مسمومیت زنبور ، حتی با شدت بیشتری افزایش یافت.
    استفاده از یک حشره کش تنها به گرده افشانهای محصول هدف خسارت نمی زند. مسئلۀ مهم دیگر در ارتباط با حشره کش این است که استفاده از آنها در زمان گلدهی از تولید مثل گیاهان جلوگیری می نماید. زنبور داران معتقدند حشره کش روی خود گیاه هم اثر می کند که زیان بار تر از عدم گرده افشانی زنبور عسل است.
    این باور اخیرا با انجام بعضی آزمایشات قوت گرفته است. Sedivy (1970) گزارش کرد که هنگام گرد پاشی با ملیپاکس7[2] ، تنها 5/10% دانه های گرده جوانه می زنند در حالیکه این رقم در تیمار شاهد 1/62% بود. هنگامی که دانه های گرده با امولوسیون 3/0% فریبال[3] (ترکیب دیگر ظاهرا توکسوفنلیک) تیمار شدند ، تنها 2/28% از آنها جوانه زدند درحالیکه در گرده های شاهد این میزان 5/81% بود. هیچ کدام از دانه های گرده تیمار شده با امولوسیون فریبال 7/0% در مقایسه با تیمار شاهد (که 79% بود) جوانه نزدند.
    Gentile و همکاران (1971) گزارش کردند که فقط ppm100 حشره کش برای جلوگیری کامل از جوانه زنی گرده گوجه فرنگی و اطلسی کافی است. آنها همچنین خاطر نشان کردند که آزینوفسفومتیل[4]  ، د.د.ت. ، دیکلروس[5] ، دیکوفول[6] ، اندوسولفان[7]  و گاردونا آر[8] باعث افت جوانه زنی گرده و یا کاهش طول لوله گرده می شوند.  کاربوریل[9] و متومیل[10] اثر حذفی کمی روی گرده داشتند و گزیلن[11] بی ضرر بود.
    جداسازی سم یا اثر جنبی وجود حشره کش روی گیاه از گرده تحت تاثیر قرار گرفتۀ با جذابیت کم دشوار بوده و نیاز به بررسی های زیادی هم از نظر اثر حشره کش ها روی گیاهان و هم اثر آن روی حشرات گرده افشان دارد.
    ازسوي ديگر بقاياي سموم در محصولات كندو به ويژه عسل يكي از خطر هائي است كه انسانها را تهديد مي كند. Sarfaraz و همكاران(2004) با بررسي بقاياي سموم در عسل سه گونه زنبورعسل معمولي[12] ، بزرگ[13] و كوچولو[14] به اين نتيجه رسيدند كه بيشترين آلوده كننده هاي عسل عبارتند از : HCH[15] يا BHC[16] ، اندوسولفان ، آلدرين[17] ، كوئينالفوس[18] ، آسفيت[19] ، كلرپيريفوس[20] ، د.د.ت. ، ديمتوات[21] ، هپتاكلر[22] ، مالاتيون[23]  ، متيل پاراتيون[24] و كارباريل[25]. 

    شدت خسارت آفت کش ها به زنبوران


    بررسی های زیادی برای تعیین شدت تلفات ناشی از آفت کش ها به زنبورها انجام شده است. Levin (1970) خاطر نشان کرد که حدود 500000 کلنی در ایالات متحده در سال 1967 در اثر این امر تلف شده یا خسارت دیده که 70000 تای آن در آریزونا و 76000 تا در کالیفرنیا بود. بر اساس گزارش Swift (1969) ، تلفات در کالیفرنیا در سال 1968 حتی بیشتر از 83000 کلنی بود. Wearne و همکاران (1970) و Barnes (1972) اشاره داشتند که مشکل عمده بر سر راه صنعت زنبورداری ، تلفات زنبور به خاطر آفت کش هاست و استفاده از سموم با این صنعت ناسازگاری دارد.
    تمام شواهد دال بر این است که رقمی بالغ بر 10% تلفات سالانه در زنبورداری فقط ناشی از آفت کش هاست. صنایع کمی می توانند تحمل تلفات آن چنانی را داشته و پابرجا بمانند. معلوم نیست که اثر این تلفات روی کاهش میزان گرده افشانی محصولات چقدر است.

    محصولاتی که شامل این امر هستند


    هر جائی که آفت کش ها روی گیاهان بکار برده می شوند امکان خسارت به زنبوران وجود دارد. به دلیل بالا بودن میزان کاربرد حشره کش ها در پنبه و دلیل جذابیت طولانی مدت این محصول برای زنبور عسل ، بی شک ردیف اول مسموم کننده های زنبوران را به خود اختصاص می دهد. اسپری کردن میوه ها مخصوصا سیب و حتی زردآلو ، گیلاس ، پرتقال شلیل ، هلو ، گلابی ، آلوچه و آلو باعث تلفات جدی می شود. بعد از اینکه استفاده از د.د.ت. روی ذرت ادامه داده نشد ،
    کاربرد مواد دیگر روی این محصول ، باعث خسارات جدی به زنبوران شد. کاربرد روز افزون آفت کش ها روی سویا (یک خطر مسمومیت نسبتا تازه) ، باعث افزایش خسارت به زنبوران گردید. درمان سبزیجات متعدد نیز باعث تلفات شدید در مناطق محدود می شود.
    برنامه های کنترل و ریشه کنی آفات بعضی محصولات مناطق خاص ، نظیر برنامه کنترل سوسک برگ حبوبات[26]  یا بالورم صورتی[27] ، به دلیل غلظت ماده در مناطق مورد نظر ، مکررا باعث تلفات غیر قابل پیش بینی زیادی می شوند. برنامه های کنترل ملخ در دشت ها[28] ، برنامه های کنترل گیپسیموت[29]  در جنگل ها ، برنامه های مهار پشه مالاریا در مردابها و یا حتی در حومه شهرها و برنامه های ریشه کنی خاص پشه و پشه مالاریا به اندازه بعضی علف کش ها و دفولیانها[30] سبب تلفات سنگینی می شوند(1970 Martin).


  • تهیه و تنظیم توسط عسل خاطره
    تماس : 09023025634
    انتشار مطلب در :